انواع قطع کتاب در ایران

وزارت ارشاد است که باید نظارت داشته باشد تا اثر اصیل منتشر شود. امرایی: ببینید، اصل ماجرا، بحث کپی رایت است. اگر به کپی رایت پابند باشیم، چنین اتفاقاتی نخواهد افتاد. معمولاً افراد با در نظر گرفتن یک حوزه تخصصی به تألیف کتاب میپردازند. پیش میآید که چند مترجم، همزمان یک کار را انجام بدهند و چون اطلاع رسانی نکردهاند، این اتفاق بیافتد.

البته این را بگویم که برخی از این ترجمهها، ترجمه همزمان هستند. البته برخی از خوانندگان هم در این مسیر، زده شده و از کتاب و کتابخوانی بریده اند. فقط تا حدودی با فن ویرایش آشنا هستند و نسخه ترجمه قدیمی کتاب را از ناصرخسرو یا خیابان انقلاب تهیه میکنند.

یک نمونه از آنها را در پست انتشارات Lambert آلمان؛ نوعی کلاهبرداری آکادمیک میتوانید ببینید؛ اما اهل فن خیلی خوب کتابسازی را میفهمند. بدیهی است که چنین تبدیلی غیرممکن است و نتیجه آن میشود که ترجمه کاملاً دقیق و ۱۰۰ درصدی نیز امری غیرممکن است اما شما میبایست تمام تلاش خود را به کار گیرید. زمانی از این عنوان برای کتاب استفاده میشود که نویسنده شخصاً حاصل تحقیق و پژوهش خود را به کتاب تبدیل کند، یعنی مطالب نو و دست اول باشد. اما مقابل این مترجمان، مترجمانی هستند که این کتاب ها را ترجمه می کنند.

عدهای از کتابخانه ملی فیپا میگیرند اما کتاب منتشر نمیکنند! یک فصل از کتابی که در حال نوشتن آن هستم را نیاز دارم عیناً از یک کتاب خارجی ترجمه کنم. چرا از یک کتاب چند ترجمه در بازار میبینیم؟ بعضی از کتاب ها، بارها و بارها از سوی مترجمان مختلف ترجمه می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید