اوضاع آشفته ترجمه کتاب

قرار نیست توصیههای دیگران را مو به مو اجرا کنید. کتاب اندیشهای را به دیگران منتقل میکند. شاید چون روزنامه اطلاعاتش تاریخ مصرف دارد و دائم تغییر میکند چندان ارزشی در نگاه مخاطب ندارد؛ اما کتاب سرمایه جهانی است. با اینکه روزنامه هر چه رنگینتر و زیباتر هستند؛ اما توجه کمتری را جلب میکند. اگرچه هر دوی اینها روی کاغذ نوشته میشود و تفاوتی ندارد. کتاب هر چه قدیمیتر باشد، اهمیت بیشتری در نگاه مخاطب دارد.

برخی معتقد هستند که کتاب احترام دارد و نباید زیر دست و پا بیفتد؟ شما قائل به این احترام هستید؟ خیلی مواقع دیدهام، با احترام با آن رفتار میکنند. مثلا یک فصل را به نقش عراق در آخرالزمان و یک فصل را به موضوع شام و احادیث و مطالب مرتبط با آن پرداخته است. این صحبتهای علیخانی، صحبت خیلیهای دیگر در حوزه نشر است که قانونی کار میکنند. علاوه براین، کرونا اقتصاد نشر را آسیب زد و باعث شد خیلی از ناشرین رغبت نکنند تعداد نسخ زیادی از کتابهای خود را به چاپ برسانند.

البته اگر یک کتاب علمی ترجمه کردهاید، احتمال بروز مشکل در این گام اندک است و پس از مدت کوتاهی (معمولاً چند روز) مجوز نشر کتاب صادر خواهد شد. پیشنهاد من این است که اگر مطلبی که در حال ترجمه آن هستید، حس میکنید ممکن است با اصول فعلی حوزه نشر سازگار نباشد، پانویس بنویسد.

کتابهای من بد است، آیا کتاب های ناشرانی چون چشمه و ققنوس هم بد است؟ حتی از روی نسخههای پی دی اف هم ترجمه میکنم؛ اما چون با کتاب کاغذی بزرگ شدهام، خیلی سخت است که از آن دل بکنم. اگر دقت کرده باشید وقتی در خیابان قدم میزنید، انبوه روزنامههای دکه روزنامهفروشی بی توجه روی زمین گذاشته میشود. و توصیه میکنم کتابهای را حتی با قیمت کمتر به مراکزی بفروشید که خوانده میشود. حتی اگر عادت دارید بیرون از خانه و در پارکها و کافیشاپها بنویسید، سعی کنید گوشهای دنج را برای خود انتخاب کنید تا با بالاترین حد تمرکز بنویسید.

دیدگاهتان را بنویسید