هرگز احساس نکردم مترجم هستم!

آنچه را که میخواهید از ترجمهی کتاب مد نظرتان به دست آورید بررسی کنید و در همان مسیر گام بردارید. اگر دربارهی کیفیتِ ترجمهی یک کتاب یا یک مترجم مطمئن نیستید، میتوانید در شبکههای اجتماعی کتاب سؤالتان را در بخشِ نظراتِ همان کتاب مطرح کنید و منتظرِ پاسخِ کاربرها بمانید.

چاپ کتاب ترجمه شده از جهات مختلفی کاربردی بوده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در ترجمه نیز چنین است. بسیاری نیز ممکن است ترجمه را یک کلاس درس و آموزگار برای اندیشیدن، نوشتن و کسب تجربه بدانند. او با پذیرفتن خظر و مسئولیت این حلق، نه تنها تابوها را زیر پا میگذارد بلکه این امکان را فراهم میکند تا سنگینی بسیاری از ناگفتهها و حتی مسائل پیش پا افتاده از شانهها و ذهن ما برداشته شود. مولف زبان و نشانههایی را به کار میبرد که بسیاری از آنها برای ما ممنوع یا تابو است. کارهای هولمز نتیجهای جز به خطر انداختن جان بسیاری از بیماران در پی نداشت.

بسیاری افراد نوشتن را امری خطیر و کم و بیش مقدس تصویر میکنند که نیازمند تجربه و خوردن دود چراغ است. اما بر خلاف کسانی که نوشتن را کار هر فردی نمیدانند. بعید نیست همانگونه که فرهنگ و هنر شرق آسیا به ویژه ژاپن هنر جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است هنر برخاسته از اقلیم، فرهنگ و زبان ما نیز بتواند روزی به تاثیری اینجنین نائل شود. این در نگاه من همان مرغی است که در فرهنگ و زبان ما کشته میشود.

مولف در نگاه من چیزی شبیه ققنوس است. اما مولف بودن شاید مفهوم اندک متفاوتتری از نوشتن داشته باشد و بتوان گفت هر آنکه مینویسد مولف نیست. از سویی متاسفانه پدیدهای است که رواج دارد و از سوی دیگر نوشتن از آن بدون مثال ملموس دشوار است و من هم قصد ندارم وارد این جریان و داستان شوم.

دیدگاهتان را بنویسید