چطور کتابی را ترجمه کنیم؟

در این حالت میگویند که تعداد دانشآموزانی که تحت پوشش دریافت کتاب درسی قرار گرفتهاند، رشد داشته است. اساساً این سه واژه مهم رشد، پیشرفت و توسعه خیلی وقتها اشتباه به کار میروند؛ حتی از زبان وزیران و مقامات عالیرتبه کشور. حتی گاهی مترجمان زبردست هم مفهومی را اشتباه میفهمند و اشتباه ترجمه میکنند.

کافی است بدانید مترجمان – و البته مولفان- قدیس نیستند؛ اما یادتان باشد اگر اثری را که ترجمه کردهاید، به چند نفر بدهید تا آن را بخوانند، اشتباهها کاهش پیدا میکند. بر اساس این تعریف بدانید که مترجمان قدیس نیستند؛ حتی آن دسته از مترجمان بزرگوار و ناموری که برای دیگران مرجع هستند. این سری از کتابهای خیلی سبز بسیار کمحجم هستند و قیمت پایینی هم دارند.

بعد از مدتی خلاقیت هم چاشنی کارتان خواهد بود. در واقع فرض من هم بر این است که قدیس کسی است که طبق مفروضات ادیان یا عاری از گناه است یا از مقطعی به بعد قدیس میشوند و دیگر خطایی از آنان سر نمیزند. این نکته را هم فراموش نکنید که کار ترجمه، کاری دشوار و بسیار فنی است؛ بنابراین هم در قبال خودتان و هم در قبال دیگران نیمه پر لیوان را ببینید. وقتی از چیزی فقط تکثیر میشود، نامش رشد است؛ مثلاً در کشور یک سال ۱۰۰ هزار کتاب درسی تولید و توزیع میشود. اگر فقط برای باورهای دگرخواهانه کتاب ترجمه میکنید و چشمتان را به هرگونه منافع مالی بستهاید، این احتمال وجود دارد که پس از چاپ یک یا دو کتاب خسته شوید و بگویید من وظیفهام را انجام دادم.

این در حالی است که در خارج از ایران چاپ سوم کتاب هم منتشر شده است. اگر هم اثری منتشر کردید و کسی غلطی یافت، اعتمادبهنفس خود را از دست ندهید. هر اثری در حیطه ترجمه و تألیف که از ارزش محتوایی و علمی کافی برخوردار باشد با تصویب کمیته تألیف و ترجمه کتاب با طی کردن مراحلی به چاپ خواهد رسید.

حال اگر جنس کاغذ کتابها از نوع سازگار با محیط زیست باشد، صحافی کتابها از کیفیت بهتری برخوردار باشد و تصاویر داخل کتابها رنگی شود، آن وقت میگویند پیشرفت رخ داده است. آن وقت حتی اگر کتاب را با ترجمهای عالی و ناشری درجه یک هم چاپ کنید، بازخورد دلخواهتان را نخواهید دید. غلط تایپی و یا گاهی غلط ترجمهای در حد اندک و انگشتشمار چیز عجیبی نیست.

دیدگاهتان را بنویسید