کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی

چراکه، همانگونه که فرد نسبت به دیگران اعلام موضع میکند خود را نیز در معرض نگاه و نگرش دیگران قرار میدهد و این آرامش و امنیت خاطر را دستخوش تغییر و دگرگونی میکند. چراکه قهرمان، شخصیت یا فردی که میخواهیم پیرامون آن بنویسیم در بافت اجتماعی و فرهنگی ما باورپذیر به نظر نمیرسد و این به خاطر همین انفعالی است که گفتم.

شاید یک راه برای عبور از چنین وضعیتی، نوعی توجه به خود یا پذیرش خود و تالیف پیرامون این خود باشد. مولف بودن نوعی مسئولیتپذیری نیز به همراه دارد. اما من معتقد هستم که ترجمه چنان به جریان غالب تولید متن و محتوی در فضای فرهنگی ما بدل شده که نوعی انفعال و فلج در تالیف و خلق متون در فرهنگ اندیشگانی، هنری و زیستی ما نهادینه شده است.

هنگامیکه آن قهرمان در اثر دیده میشود میان او و جامعه ما شکاف بسیار عمیقی دیده میشود. باور من چنین است که این علت در جامعه معاصر ما، نقش پررنگ و قابل تاملی در کمرنگ کردن روحیه پرسشگری و بیانگری و تالیف توسط فرد دارد. این انفعال سبب میشود برای نمونه، قهرمانی که در جامعه امروز در اثر خود تصویر میکنیم، شعار زده، مضحک و سطحی به نظر برسد چراکه در بستر فرهنگی و اجتماعی خود خاک حاصلخیزی برای خلق و رویش چنین قهرمانی نمیبینیم.

وقتی برای نمونه میخواهیم دست به خلق قهرمانی در نمایش یا فیلمی بزنیم آن قهرمان را در فرهنگ یا جغرافیایی غیر از فرهنگ و جغرافیای خود جستجو کرده یا تصور میکنیم. چراکه انبوه ساختن کتابخانهها از کتابهایی که لبریز از آمال و آرزو و تخیلات و افقهای روشن هستند، تنها اولین گام در راستای تالیف است.

چراکه ترجیح میداد زنده باشد و به کشفهای تازه مشغول باشد تا اینکه لای چرخدندههای کلیسا استخوانهایش از مفصل در آیند و زیر بار شکنجه و درد جانش را از دست دهد. «مسلم خراسانی» در مقالهای با عنوان «زیستن در برزخ ترجمه» به مسأله هراس از تجربه گرایی و خطر کردن در زیست، فرهنگ، اندیشه و هنر معاصر پرداخته است.

دیدگاهتان را بنویسید